![]() |
![]() |
|
|
دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۴:۰۵ صبح توسط نرگس پرپر یه دنیا حرف تو دلمه یه دنیا بوقض تو گلومه نمی دونم چرا به این زودی خواستم آپ کنم اما ........ بازم نمیدونم چرا نمی تونم تو یه پست جدید بنویسم شاید ... شاید حرفام ماله این پست باشه که اون موقعی که خواستم بعد از یکسال و یکماه و ... آپ کنم نتونستم تو اون اوضا اینارو بنویسم ... می خوام این حرفا رو به اونی که اون بالاست بگم اما ... خدایا ... خدای خوبم ای خدای مهربونم، چرا ... چرا بخاطره دیروزم، باید امروز و فردام بسوزه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه مگه نمیگن خدا دردی رو که میده درمونشم میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس کوووووووو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کووووووو دوای درده من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دسته کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط اینو میدونم دسته هیچکس نیست جز خودت ای
خدا
بعد از یک سال و یک ماه و .... با دلی شکسته اومدم تا باز هم بنویسم از دل پر از درد و ناباوری ......
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد...
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید، چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!؟؟؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره آری با تو هستم .. با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا نگاه هایت همیشه آنقدر غمگین است ؟
اومدم دربدر ناز چشات شم تو نذاشتی اما نمی دونم چرا نخواستی ..............
تواین دنیا که بی وفایی رسمه رفیق باوفا پیدا کنی تو عمراً تمومه دنیا رو بگردی مثه من عاشقی پیدا کنی تو
می خوام به سردی شبهام بخندم می خوام به پوچیه فردام بخندم وقتی میبینم که نمیای تو اوجه گریه هام می خوام بخندم می خوام داد بزنم تنهای تنهام می خوام وقتی میگم تنهام بخندم منم تو شهره غم زندونه ی تو غم و عصه ی دل ارزونیه تو نگو دوست دارم به یک غریبه میشه اون مثله من زندونه ی تو رسیده اون شبی که تو می خواستی چه بده آخره مهمونه ی تو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 0:16 توسط نــرگـس پــــر پــــر شــد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
وسعت هر دلي به اندازه حرفهايي است كه براي نگفتن دارد......
|
| نوشته هاي پيشين |
|
مهر 1387 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |